الملا فتح الله الكاشاني

433

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( وَلا أَقُولُ ) * و نميگويم * ( لِلَّذِينَ تَزْدَرِي ) * مر آنان را كه بخوارى در ايشان مينگرد * ( أَعْيُنُكُمْ ) * چشمهاى شما و بجهة فقر ايشان را اراذل مىگوييد * ( لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّه ) * كه نخواهد داد خدا ايشان را * ( خَيْراً ) * نيكويى چه آن چه حقتعالى براى ايشان آماده كرده به از آنست كه شما را در دنيا داده * ( اللَّه أَعْلَمُ ) * خدا داناتر است * ( بِما فِي أَنْفُسِهِمْ ) * به آنچه در نفسهاى ايشانست از صدق و اخلاص و اگر من حكم باسلام ايشان نكنم در ظاهر * ( إِنِّي إِذاً ) * بدرستى كه من آن هنگام باشم * ( لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * از ستمكاران بر خود چه انبيا را حكم بر ظاهر است بدانكه ازدراء افتعالست ماخوذ از زرى اذا عابه قلب تا بدال شده بجهة تجانس زا در جهر و اسناد آن با عين جهة مبالغه است و تنبيه بر آنكه استرذال قوم نوح ايشان را بادى الراى بود بدون روية و بجهة معاينه وثاثت حال و قلة منال آنها بود نه بر وجه تامل در معانى و كمالات آنها * ( قالُوا ) * گفتند قوم نوح كه * ( يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا ) * اى نوح با ما مجادله و مخاصمه كردى * ( فَأَكْثَرْتَ جِدلَنَا ) * پس بسيار گردانيدى جدال را با ما و آن را دراز كشيدى و در اين باب از اندازه بيرون رفتى و سخن را كوتاه نكردى * ( فَأْتِنا بِما تَعِدُنا ) * پس بيار آنچه ما را وعده دادى از عذاب * ( إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * اگر هستى تو از راستگويان در دعوى وعيد خود چه مناظره تو در ما تاثيرى نميكند * ( قالَ ) * گفت نوح عليه السّلام جز اين نيست كه * ( إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِه اللَّه ) * بيارد خدا آن را بر شما * ( إِنْ شاءَ ) * اگر خواهد عاجلا يا اجلا يعنى آوردن آن در دست من نيست در هر وقتى كه مشيت او سبحانه بوقوع آن تعلق گيرد البته بفعل آيد و از آن متقدم و متاخر نشود * ( وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ) * و نيستيد شما عاجز كنندگان مر خداى را از تعذيب او شما را به آنكه در دفع عذاب او كوشيد يا از او بگريزيد * ( وَلا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي ) * و سود نميدهد شما را نصيحت كردن من * ( إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ ) * گر خواهم كه نصيحت كنم مر شما را * ( إِنْ كانَ اللَّه يُرِيدُ ) * اگر هست خدا كه خواهد * ( أَنْ يُغْوِيَكُمْ ) * آنكه غاوى و خايب گرداند شما را از رحمت خود يعنى بجهة فرط كفر و اصرار شرك و عناد شما را از ثواب خود محروم گرداند و شما را معاقب سازد در كلام تقديم و تاخيرى هست و تقرير آن اين است كه ( ان كان اللَّه يريد ان يغويكم فان اردت ان انصح لكم لا ينفعكم نصحى ) يعنى اگر خداى خيبة شما خواسته باشد بجهة فرط عناد شما پس اگر من خواهم كه نصيحت كنم شما را آن نصيحة نفع